مهدى محقق
9
مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى )
معاش در دنيا و حسن معاد در آخرت دست يابد ، و مسلما رسيدن به اين هدف از عهدهء يك تن برنمىآيد ، بلكه به وسيلهء تعاون و كمك به يكديگر حاصل مىشود . از اين روى است كه آدمى مدنى بالطبع آفريده شده است . مردمى كه در يك شهر گرد آمدهاند بايد در صناعات و حرفهاى ممارست نمايند و هريك صنعت و حرفهاى را برگزيند تا با آن به ديگران سود رساند و خود نيز از سود حرفه و صناعت ديگران بهرهمند گردد و بدينوسيله ، همه به سعادتى كه براى آنان خواسته شده و غرض آفريدگارشان در آن بوده نايل آيند و از ننگ اينكه براى آنان كار شود و خود كار نكنند و براى آنان رنج برده شود و خود رنج نبرند بيرون آيند . از اين روى ، بر هر فردى واجب است كه وابسته به صناعتى از صناعات باشد تا از اجزاء مدينه و شهر به شمار آيد و اگر به حرفهء عالى دست نيابد از حرفهء پايين ننگ ندارد . زيرا ، مدينه و شهر مانند يك بدن است « 5 » و مردم به منزلهء اعضاى آن بدن هستند و همچنانكه همهء اعضاى بدن داراى شرافت و مرتبتند هرچند آنها كه سودشان كم است ، زيرا اگر نابود شوند بدن نقصان مىپذيرد ، همچنين آنان كه داراى حرفهها و صناعتهاى حقير هستند از رتبت و فضيلت برخوردارند ؛ زيرا ، اگر شهرى از آن خالى باشد نقصان و خلل بدان شهر وارد مىآيد . اما بطالان و بيكاران كه تكيه بر بخت مىكنند « 6 » و كار و صنعت را پست مىشمارند ، هيچ رتبهاى در اجزاء شهر و مدينه ندارند و در حكم عضو فاسد از بدن به شمار مىآيند . اين مقدار كافى است در بزرگداشت و تعظيم قدر صناعات و كوشش در فراگيرى آنها ، و البته صناعات در رتبه و مزيت متفاوتند و آدمى كه توانايى رسيدن به مراتب عالى را دارد نبايد به مراتب پايين خرسند باشد . چه آنكه او مانند زنى است كه مىتواند « خاتون » باشد ولى خود را به « كنيز » بودن خرسند سازد .
--> - ستايش عقل آورده است . رسائل فلسفية ، ص 17 . ( 5 ) . فارابى مىگويد كه مدينهء فاضله به بدن تمام و درست كه همهء اعضاى آن به يارى يكديگر مىشتابند مىماند و همچنانكه اعضاى بدن مختلف و متفاضلند ، يعنى يك عضو رئيس است مانند قلب و اعضاى ديگر برحسب مراتب نزديك به آن رئيس هستند ، اعضاى مدينه نيز متفاوتند تا به مرتبهء پايين برسد . نقل به اختصار از آراء اهل المدينة الفاضلة ، فارابى ، ص 230 و 232 . ( 6 ) . جالينوس در كتاب فى الحث على تعلم العلوم و الصناعات مىگويد كه پيروان بخت بطالانىاند كه به آرزوهاى خود چسبيدهاند و خود را در جريان بخت قرار مىدهند . برخى بدان نزديكتر و برخى ديگر از آن دورترند و احوال آنان متغير و مختلف است و در پايان ، به شرهاى بسيارى گرفتار مىآيند . مختصر مقال جالينوس فى الحث على تعلم العلوم و الصناعات در مجموعهء دراسات و نصوص فى الفلسفة و العلوم عند العرب ، ص 187 . اين كتاب مورد استفادهء ابن هندو بوده و در بيان اينكه پزشكى از شريفترين صناعات است از آن نقل قول كرده است . رجوع شود به صفحهء 26 همين كتاب .